زبان دراز بی زبان
![]()
اول ها فقط مهربانترین دوست می شناختمش، همین که بزرگتر شدم دیدم چه معانی پربار دیگری هم دارد. گاهی فلسفی ترین است و گاهی کم نوا ترین. از این ترین ها زیاد است. اما مهمتر از همه گاهی چماق است، می کوبد بر سر علم! گاهی هم میشود هدیه ی روز معلم! و خدا نکند هدیه دهندگانش شاهکارهای عالم باشند، و سرتاسر کتاب را پر کرده باشند از سوتی هایت، "برای سجده ناخن هایتان را روی دست نگذارید" بجای "برای سجده پیشانی هایتان را روی انگشت نگذارید" و می شوی سوژه!!
همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید:
چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) - وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) - یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) - بوی باران عطر خاک (باران سادات) - پرسه خیال (رضوان پری) - انتهای بیراهه (ف@طمه)- حرف های نزدیک ( mEmol )- ترخون (مهدی زرین قلم)- پنجره ( محمد رضا) - - جنوبی ترین نقطه (ساحل نشین) - طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) - بی تو با تو بودن ( سحر، طه ) - مینی تاک (هانیه) - روزهای یک من (فاطمه) - آرامش سفید (مریم) - دیوانه ای که عاقل بود( محمد مهدی) - ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) - سین عین طا - جشن بارون (نسرین ) - روزهای من ( یک بنده ی خدا ) - روزگــــ شل.غم ـــــار(محمد) - پسر خاک ( ساجد ) - نامه ها (امید حق گویان ) - ما که رفتیم (محمد ) - ملکه نیمه شرقی- .:ساعت 25:. مهدآبی (مهدی صادقی) - بوی باران یاد تو (میثم) - سردار- به همین زودی (مهشید)
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ ساعت 21:0 توسط زینب حیدری
|
من از قالو بلی تشویش دیرم