سراب

اینجا بیابانی است

با پای برهنه بهتر می توان

خُشکه خُشکه های گِلِ روی زمین تفیده اش را حس کرد

تیغ تیز آفتاب و بوته های خشکیده ی امید

زوزه ی باد هم واماندگی اَم را زمزمه می کند

و من اینجا

با لب تشنه ای از عشق ایستاده ام

با اینهمه دلتنگی

به سرابی هم قانع اَم

بهانه ی خوبی است برای چندین قدم دویدن

کفتارها هم به هیجان می آیند از این خیزش

شاید رکود این بیابان را باید اینگونه شکست

دنیای عجیبی دارد این بیایان

بیابانی به نام ذهن...



پینوشت: همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید:

چه صبری دارد خدا ( سجاد رامشت ) وقتی دلم تنگ می شود (شاه نعمت الهی ) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) /  ترخون (مهدی زرین قلم) /  منتظر پرواز /پنجره ( محمد رضا)طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / :ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )مکتوب(علی) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) //Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)// رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /متولد ماه تیر /دنیای کاسـپر /  نای نی paradise / نزدیکم(سین میم آ) / خاکسترکهایم ( زهرا) / shadow ژی / ملچ مولوچ های وروجک و خاله ریزه / زانوی عروج / پرواز شاعرانه (پروانه) / خطوط دلتنگی (هادی) / perspective )الهه)به سادگی سکوت (ستاره)  / نمیدونم چی بنویسم /هوالعشق/لمس تنهایی ماه (فاطمه) /بالکن (احسان) / چقدر پشت دلم خالیست (صحرا) / و پرسه هایی که تا ادامه می روند /سکوت شب /عبور از خود/ لباس شکر /من او (عطیه) / خانه دوست کجاست (مستاجرجدید) / دختری در دست احداث / تو به من نگاه کن و مرا اینگونه نبین / شهادت دروغ (ال ناز)


قصه ی این عکس / 4

قاطر برایم یاد آور روستاست

و پاکی هایش

یاد آور روزهای زیبایي كه مدت كوتاهي سپري كردم با رود و بیشه و زمين و مزرعه و خشت خام

و حتا خر سواری

اينجا در هياهوي دود، بنز که ببینند

زیباست برایشان و خلقت خدا تماشایی

اما به تو میخندند

به توی زیبا


پينوشت: همين عنوان را در كوچه هاي بغلي بخوانيد:

www.koocheha.mihanblog.com


حوصله نَدارَم

حوصله از سَرَم لَبریز شُده بود
ریختَمَش دور
شایَد برای تُ بِهتَر این بود میدادَمَش یه خودَت
که حوصله ات تا فَلک هم بالا میرود...
یا جای مَن اینجا بود یا حوصله
یا جای دل آشوبی
مَن میان اینها
تُ را انتخاب کردم، تُوی با حوصله را
تُ را بی اضطراب و دلهُره
بیا اندکی چای بنوشیم
چایی سَرخالی
از هَرچه لَبریز شُدنی است بَدَم می آید...

پ.ن: قدری حوصله به مَن قرض می دهید؟ همه اش را ریخته ام دور..

.