هرجا که سرزدم همه در مرز بودن است

هرجا که سرزدم همه در مرز بودن است
کو مرز تازه ای که فراتر ز بودن است

پروانه  وار بال و پر گُر گِرفته ام
پروانه عبور من از مرز بودن است

خاموش می شویم و فراموش می شویم
ما را اگر که وسوسه در سر ز بودن است

کو عمر خضر رو طلب مرگ سرخ کن
کاین شیوه جاودانه ترین طرز بودن است

هان ای گیاه هرزه که با لاله همدمی
رو خار باش خار به از هرزه بودن است

شعر از قیصر امین پور



پينوشت: تا حالا صلوات شمار آنلاين ديده بودين؟ به اينجا يه سري بزنيد

اينجا امن است...

اينجا امن مي شود، در "قلب سليم"، ميان عشق بازي با حضور سبز تو...

و اينگونه مؤمنت مي توان گشت

چه رؤياي شيريني

افسوس...

من

در نقطه ي حضيض شك و ايمان، دل خوش آن روزي مي شوم كه مؤمنت گردم...


پينوشت 1. همين عنوان را در كوچه هاي بغلي بخوانيد

پينوشت2. ما به موقع نوشتيم پست را، اما انگار بلاگفا با ما سر ناسازگاري داشت و نشان نداد :(



 

هواي گريه

باران شبيه كودكي ام پشت شيشه است

دارم هواي گريه، خدايا بهانه اي...