گزاره‌هاي فكري شهيد دكتر بهشتي كه اكثرا پيرامون تفسير آيات قرآن ازمنظر اوست، منابعي است كه در ميان مردم ما و بخصوص جوانان مغفول واقع شده است. مخصوصا نگرش او در باب مباحث كار تشكيلاتي، كه جلوه آن را در انجمن‌هاي اسلامي اروپا و آمريكا كه قبل از انقلاب تاسيس شد و همچنين حزب جمهوري اسلامي در سال‌هاي ابتدايي انقلاب مي‌توان يافت، شايد بهترين رهيافت براي جوانان امروز براي هرگونه فعاليت دسته‌جمعي اجتماعي، سياسي، صنفي يا... باشد. نگارنده قصد دارد تا با پرداختن به يكي از محصولات فكري و انديشه اي ايشان پيرامون سه گونه برداشت در اسلام سهمي را در تبيين اين گزاره‌هاي روشنگر داشته باشد.

دكتر بهشتي مطلب اصلي كتاب سه گونه اسلام را با آياتي از سوره حجرات آغاز مي‌كند. «اعراب بياباني گفتند ما ايمان آورديم. .اي پيامبر! به آنها بگو شما ايمان نياورديد ولكن مي‌گوييد ما اسلام داريد و تسليم شديم بي‌آنكه هنوز ايمان در دلهاي شما راه يافته باشد...» بهشتي دوگونه اسلام و قبول دعوت پيامبر را از قرآن كريم استنباط مي‌كند و شناخت و تفكيك اين دو اسلام را از يكديگر ضروري مي‌داند: يك نوع عبارت است از اسلام واقعي، قلبي، سازنده و عملي و نوع ديگر اسلام : سياسي، مصلحتي و تابعيتي. بهشتي معتقد است كه گروه دوم آرمان‌ها و شعارهاي نهضت اسلام را نشناخته‌اند و صرفا در برابر قدرت حاكم تسليم شده‌اند تا از مزاياي قدرت حاكم برخوردار شوند.

بهشتي مي‌گويد اسلام تا دهه سوم تنها با دو نوع مسلمانان روبرو بود ولي از دهه سوم با «نوع سومي» از مسلمانان به‌وجود آمدند و آن «مسلمانان اقليمي» اند نام ديگري كه بهشتي براي اين مسلمانان به‌كار مي‌برد «مسلمانان پدر و مادري» است يعني تابع دين پدر و مادر اگر پدر و مادر بي‌دين بودند آنها نيز ملحد و بي‌دين بودند و حال كه والدين مسلمان بوده‌اند او نيز مسلمان است. به همين دليل بهشتي در ادامه و در پاسخ به يكي از سوالات مي‌گويد: «يكي از وظايف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ اين است كه اسلام اقليمي و اسلام خانوادگي را به اسلام شناختي و انتخابي تبديل كند. اين يكي از همان مسائل به ظاهر جزئي است كه وقتي در جامعه اسلام مورد بي‌مهري و كم توجهي قرار گرفت جامعه مارا به عقب برد»

به‌راستي در اين مساله بايد درنگ و تامل بسيار نمود كه يك جامعه اسلامي براي كمك به نوجوانان براي تبديل اسلام تقليدي به اسلام اجتهادي چه‌كارهايي بايد انجام دهد . آيا محتواي كتاب‌هاي ديني كه بيشتر آن به مسائلي چون خدا اثباتي و نه خداشناسي تعلق دارد براي اينكه نوجوان اسلام اقليمي، خانوادگي، عادتي خودش را به اسلام انتخابي آگاهانه تبديل كند كافي است؟ شناخت مكاتب و ايدئولوژي‌هاي بزرگ مطرح جهان و مقايسه منطقي و استدلالي آنها با اسلام يكي از مواردي است كه در اين مساله مي‌تواند به كمك نوجوان بيايد و به شناخت بيشتر دين توسط او كمك كند.

نكته مهم ديگر عنواني است كه شهيد بهشتي در خلال بحث سه‌گونه اسلام براي روشن‌تر شدن جنبه‌هاي پنهان و آشكار مطلب مطرح مي‌كند: «گروه بندي گروندگان به نهضت‌هاي مسلكي».

ايشان گروندگان به نهضت‌ها، مرام و مسلك‌هاو... را به پنج گروه تقسيم مي‌كند:


1. جستجوگران حق‌جويي كه به سراغ اين دعوت تازه مي‌آيند كه ببينند آيا آن راه راستي كه مي‌خواهند در همين دعوت بدست‌شان مي‌آيد يا خير.


2. يك عده مردم ناراضي از وضع موجود كه به سراغ دعوت تازه مي‌آيند كه ببينند آيا مي‌توانند وضع بهتري را داشته باشند بدون آنكه آرمان‌هاي عاليتري داشته باشند.


3. افراد جاه‌طلب يا دنبال شهرت و آوازه كه نهضت را دستمايه رسيدن به اهداف خود مي‌كنند و بعضا كارهاي قهرمانانه نيز انجام مي‌دهند. 4. اپورتونيست‌ها و فرصت طلبان كه تا وقتي نهضت در تلخي و زجر و شكنجه و زندان و شهادت و ناراحتي و گرسنگي و سختي بود پيدايشان نبود ولي وقتي نهضت به قدرت مي‌رسد و سفره گسترده مي‌شود بر سر سفره مي‌نشينند تا به مالي و نامي و مقامي و رهبريي و پيشوايي برسند.


5. توده‌هاي مردم كه طالب يك زندگي روزمره هستند. مردم معمولي كه پيروان مذهب زندگي آرام‌اند و فقط خواستار يك نوع نظام و قدرتي هستند كه در پناه آن زندگي خود را بگذرانند.


پيشتازان اوليه و "السابقون السابقون" در نهضت‌ها همواره گروه اول بوده‌اند اما مصيبت آنگاه شروع مي‌شود كه نهضت‌ها به قدرت مي‌رسند و به قول شهيد بهشتي "دروازه‌هاي جامعه به روي گروه‌هاي چهارم و پنجم باز مي‌شود".

اين گروه چهارم يعني اپورتونيست‌ها (طلبكارهاي تازه از راه رسيده) به عقيده دكتر بهشتي براي هر نهضتي بسيار خطرناك هستند و در اين باره مي‌گويد:«تا امروز هيچ نهضت كوچك يا بزرگي را نمي‌شناسم كه از آسيب و آفت اين گروه چهارم مصون مانده باشد.» و « در طول تاريخ گروه‌هاي سوم و چهارم به كمك اين پنجمي‌ها، گروه نخستين را كه پيشوايان و پيشتازان راستين نهضت‌ها و جوامعند را خانه‌نشين كرده‌اند.»


اين پنج گروه را نه فقط در نهضت اسلام به دعوت پيامبر بلكه در هر نهضتي مي‌توان يافت تا آنجا كه بهشتي نجواكنان پيشگيري ازظهور و بروز آنهارا هشدار ميدهد: " هيچ جامعه‌اي و هيچ نظامي را سراغ ندارم كه در آن، اين پنج گروه -چه قبل و چه بعد از نهضت- خودنمايي نكرده باشد.» اين بدان معناست كه ما نيز امروزه نيز مي‌توانيم اين گروه‌ها را بيابيم چراكه تحليل آنها ميتواند سازنده استراتژي‌هاي آينده ما براي رفع انحرافات و درعين حال پادزهر گروه نخست در پيشگيري ازتك تك موارد نامبرده در حركت‌هاي روبه جلو وترقي خواهانه باشد. در اين بين منتقدين، نخبگان و روشنفكران بار سنگين‌تري را براي آسيب‌شناسي تاريخي و ارائه راه حل براي درمان بيماري‌ها بردوش مي‌كشند .


---------------------------------------------------- 

نویسنده: محمدحسین حیدری (داداش گلم که 17 سالش بیشتر نیست)

لینک مطلب در اینجا در روزنامه ی مردم سالاری